هندوانه به شرط عشق

اصولا عشق چیز خوبی است .
گاهی هندوانه از عشق بهتر است .
البته هندوانه خوردن با عشق جذاب تر است … از همه اینها بهتر تر داستان طنز است . داستانی هایی درباره پدری شاعر مسلک ، مادر تیمسار مسلک ، و بچه هایی فرشته مسلک .

کتاب  هندوانه به شرط عشق مجموعه داستان طنزیست  به قلم  فرهاد حسن زاده که روابط درون یک خانواده را بیان میکند . این کتاب شامل 6 داستان کوتاه می باشد. البته برای کسایی که به خوندن کتاب های طنز علاقه دارن توصیه میکنم . هرچند شاید توقعی که من ازش داشتم رو براورده نکرد . اما نمیشد گفت که کتاب خوبی نیست .  متن ساده و روانی داره . حرف خاصی جز بررسی روابط یک خانواده رو نداره :)

____________________________________________________________________________________

پس نوشت :
1- مشخصات این کتاب در راسخون ( +)
2- بالاخره یکی ( + ) سبب خیر شد که  هم این کتاب نصفه رو تموم کنم هم وبلاگ بیچاره رو به روز کنم :) ( نمیگم که مسابقه است )
3-  حال و هوای عجیبی دارم . عین همین آهنگی که روی وبلاگم داره پخش میشه …

 

ارسال شده در ایرانی, طنز, فرهاد حسن زاده, کتاب | 8 پاسخ

فاصله

همیشه در مورد داییم این تصور رو داشتم که یه معمار فوق العاده است و به هر چیزی که بخواد دست پیدا میکنه .یه انسان که هر حرفی داره میزنه هر چند کوچیک حتما در مورد اون مطالعه داشته یه مقاله در مورد اون خونده و یا دسته کم یه فیلم مستند در مورد اون دیده .
اما الان میخوام بگم که بعد از چند ساعتی صحبت کردن در مورد زندگی با این داییم … چیزی که واقعا آرزوش و داشتم …حالا کمی نظرم در مورد این داییم متفاوت شده نه این دستخوش تغییر اساسی شده باشه ها کمی تغییر کرده . به تمام توصیفات بالامیخوام یه چیزایی رو اضافه کنم این که این مرد به معنای واقعی هنرمنده شاید بهتره بگم در هنر غرق شده نه فقط هنر خط و رنگ و پرسپکتیو … نه ! در هنر زندگی کردن . امروز می خوام اعتراف کنم اون حتی در زندگی هم یه هنرمنده و با هنرش داره زندگی میکنه .
از همه این توصیفات که بگذریم جمله ای داییم بهم گفت که این روزها مدام بهش فکر میکنم . به هوشمندانه بودنه این حرف و طرز فکر …
داییم به من گفت ” لازم نیست کار بزرگی انجام بدی و خیلی برای اینکه به جایی برسی تلاش کنی . اگه تو به همون اندازه که مادرت از مادرش فاصله داره به خاطر پیشرفتی که داشته همونقدر با مادرت فاصله داشته باشی وظیفه ات رو نسبت به این دنیا درست انجام دادی
__________________________________________________________
پس نوشت :
1- امتحانات هم تموم شد هر چند اونجوری که میخواستم نشد . اما بالاخره بعد از مدتها دوری از درس بد نبود.
2- هزاران کار نکرده … دقیقا میشه گفت راه زیادی دارم تا به اون چیزایی که میخوام برسم .

ارسال شده در این منم, یادآوری | 13 پاسخ

برکت!

(( برکت از اوقات زندگی ات جدا مباد))

_________________________________________________________

اضافه نوشت :
1- خاله جانم این دعا رو میکنه واسم  ؛ این روزها احساس میکنم بهتر از همیشه درکش می کنم  بهش احتیاج دارم …
2- این روزها شدیدا دنبال راهی برای به دست اوردن زمان ام . احساس میکنم وقت هام خیلی بی برکت شده و زود داره شب میشه و باز فردا بدون این که کاری از پیش رفته باشه .و کاری کرده باشم میاد.
3- شدیدا به دنبال راههایی برای تقویت ارداده میگردم .
4- امتحانات هم … دعاکنید.

ارسال شده در امتحان, دانشگاه, دعا, کلاس درس | 13 پاسخ

نوت بوک

ژوزه ساراماگو (Jose de Sousa Saramago) نویسنده پرتغالی و برنده جایزه‌ نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۸ است. شهرت ساراماگو در ایران با ترجمه فارسی کتاب «کوری» معروف ترین رمان این نویسنده در سال ۱۳۷۸ آغاز شد.
اخرین نوشته های ژوزه ساراماگو در وبلاگی منتشر میشد که مدیریت اون وبلاگ رو پیلار همسرش و 2 تا از دوستای ژوزه برعهده داشتن … و در انتها این نوشته ها به صورت کتابی با نام نوت بوک منتشر شد .این کتاب (وبلاگ) به قول پیلار گزارش یک سال زندگی ژوزه است.


خانه کتاب آشا (+) هم در یادداشتی که در این باره دارد می گوید :
“ساراماگو در نوت بوک دربارهٔ همه‌چیز و همه‌کس اظهارنظر می‌کند! از سیاست‌مدارها، شخصیت‌های تاریخی و بزرگانِ ادبیات و هنر گرفته تا بحرانِ مالی بین‌المللی، برزیلی نگون‌بختی که در متروی لندن کشته شد و اسکاتلندیارد خونش را پای‌مال کرد و حتی قدرت‌طلبی‌های واتیکان و سو‌ء‌استفاده‌های پاپ از مذهب (نکته‌ای که از جمله بیان‌گر احاطهٔ همه‌جانبهٔ او به وجوهِ مختلفِ حیاتِ بشر معاصر و اتفاقاتی است که در جای‌جایِ جهان روی می‌دهد.)
اما مهم‌ترین روی‌کردِ ساراماگو در یادداشت‌های این کتاب -که از او تصویر روشن‌فکر و منتقدی چپ، شجاع، و حق‌طلب به دست می‌دهد- دفاع جانانهٔ او از مظلومیتِ تاریخی مردم فلسطین و انتقاد از جنایت‌های وحشیانه‌ای است که اسراییلی‌ها علیه این مردم به‌خصوص در غزه مرتکب می‌شوند. ساراماگو بارها و بارها در نقش یک انسان‌دوستِ صریح و صادق، از خشونت‌ها و برخوردِ حیوانی اسراییلی‌ها بیزاری می‌جوید و جامعهٔ بین‌المللی را به دلیل سکوت و انفعال به هم‌دستی با این اقدامات متهم می‌کند.
او همچنین بوش و برلوسکونی را آماج شدیدترین انتقادها قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که سرِ سوزنی مصلحت‌طلبی و منفعت‌خواهی شخصی در وجودش نیست و هرجا احساس کند حقی از مردم ضایع می‌شود، به میدان می‌آید و به افشاگری و حق‌طلبی برمی‌خیزد. او شفقت و احساساتِ انسانی را تا آن‌جا جلا می‌دهد که به دفعات حتی از حقوق حیوانات دفاع می‌کند و خواستار جمع‌آوری سیرک‌ها و باغ وحش‌ها می‌شود.”

علی چنگیزی نیز در وبلاگ جامعه کهنه (+) به نکته جالبی درمورد این کتاب اشاره میکنه که من هم با اون موافقم :
” این کتاب را دوست دارم چون به نظرم نشان دهندۀ این موضوع است که نویسندگان بزرگی مثل ساراماگو هم وبلاگ‌نویسی را یکی از دغدغه‌های جدی‌شان می‌دانستند و از محیط مجازی به خوبی برای بیان عقایدشان استفاده می‌کردند درست به عکس تصور کسانی در ایران که وبلاگ‌نویسی نویسندگان را کاری بی‌هوده می‌پندارند و وقت تلف کردن محض؛ و اعتقاد دارند نویسنده تنها و تنها باید قصه بنویسد و لای کاغذهای کتابش پنهان شود که به گمان من هرگز این چنین نیست و محیط مجازی، دست کم در این چند ساله، بسیار به نویسنده‌ها کمک کرده است تا آثارشان و عقایدشان را بهتر منتشر و مطرح کنند.”

_______________________________________________________________

اضافه نوشت :
1- مدتیه احساس میکنم مطالعه غیر درسیم به شدت افت داشته … دارم یه فکرایی براش میکنم برای همین هم رفتم و نوت بوک و 2 هفته پیش خریدم … الان هنوز 19 کتاب هستم ولی تمام تلاشم ومیکنم که تا 5 شنبه هفته دیگه این کتاب تموم بشه !
2- امتحانات هم شروع شد به سلامتی … دعا کنید به خوبی هم تموم بشه .
3- نوت بوک ساراماگو در رادیو فرهنگ (+)

ارسال شده در خارجی, ژوزه ساراماگو, کتاب | 9 پاسخ

حفاظت شده: غافلگیر میشویم !!!

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


ارسال شده در :D, تولد, رو نوشت به خانواده, رو نوشت به دوستان, روز نوشت, رونوشت به جناب همسر | برای نمایش یافتنِ دیدگاه‌ها رمز را بنویسید.

عزت نفس

چی میشه که ادم ها توی کار هاشون تایید بقیه براشون خیلی مهم میشه ؟
هر چقدر ادمها عزت نفسشون بیشتر باشه کمتر منتظر تایید بقیه برای کارهاشون می مونند و هر چی کمتر باشه این انتظار و توقع خب استرس و اضطراب کمتری رو تحمل میکنند و در نتیجه زندگی با ارامش و با دغدغه کمی رو دارند.
اما سوال مهم اینه که چطور میشه عزت نفس رو زیاد کرد؟
هر چه خود واقعی ادمها از خود ارمانی اشان فاصله دار تر باشه خب عزت نفس هم کم میشه و بر عکس یعنی اگر این خود ارمانی و خود واقعی فاصلشون کم باشه عزت نفس بالا میره .
یه سوال ایا ممکنه خود ارمانی و خود واقعی بر هم منطبق بشن ؟
جواب نه هست … اینطوری دیگه پیشرفت و رشدی وجود نخواهد داشت !
و حالا چطور میشه این فاصله رو کم کرد؟
با نگاه واقعی و حقیقی نسبت به توانایی های فردی خودمان می توان خود ارمانی را نزدیک اورد . با تلاش می توان خود واقعی را به ان نزدیک کرد!

________________________________________________________________________

لینک های مرتبط: ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در کلاس درس, یادآوری | برچسب‌شده | 4 پاسخ

حفاظت شده: قاچاقچی و پلیس زن

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


ارسال شده در :D, روز نوشت, رونوشت به جناب همسر, فیلم, پلیسی | برای نمایش یافتنِ دیدگاه‌ها رمز را بنویسید.

حفاظت شده: بی خیال غافلگیری

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


ارسال شده در این منم, تولد, رو نوشت به خانواده, رو نوشت به دوستان, روز نوشت, رونوشت به جناب همسر | برچسب‌شده | برای نمایش یافتنِ دیدگاه‌ها رمز را بنویسید.

زنده گی …

آدمها مدام بزرگ میشوند و بزرگ تر و یا کوچک  می شوند و کو… . گاه یه پله بالا می روند و گاه از آنچه بوده اند پایین می آیند .

تغییر و تحول همان  است که انسان مرده را از زنده جدا می کند؛ و زمینه ساز رشد و تعالی انسان،  عامل مهم تفاوت بین انسان مرده و زنده است  .ماهی بدون آب را تصور کنید میشود انسان بدون تغییر  و تحول و صد البته رشد!

این که آدمها چگونه و چه زمان تغییر میکنند جای بحث مفصلی دارد . اما من فکر می کنم آدمها برای زنده ماندن تغییر میکنند یا تغییر می پذیرند یا تغییر میدهند ؛حال این که ادم خودش تغییر ایجاد کند در راستای اهدافش یا در او تغییر ایجاد کنند به خاطر منافع اشان , میشود وجه تمایز آدم های باهوش وآدم های عادی .

به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت هم متوقف می گردد.

______________________________________________________________________________

پس نوشت : ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در این منم, کلاس درس, یادآوری | یک پاسخ

شجاعت!

خدایا شجاعت نوشتن را به من بده !

____________________________________________

این که ادم یه مطلبی رو ده بار بنویسه و پاک کنه معنیش چیه ؟ میشه ترس دیگه !

ارسال شده در دعا | 4 پاسخ